Saturday, July 06, 2002

خودمانيم !!! عجب عکس پر محتوايی گذاشتم برای اين مطلب متافيزيک !!! خودم کلی کيف کردم. جدا حال ميکنيد که چقدر به موضوع مربوط است؟ نه ؟؟؟ بابا همان بازی مارپيچی متافيزيک ديگه !!! اين عكس نشان ميده كه اين بازي « سير از ظاهر به غايب » تقش در آمده ...

Friday, July 05, 2002


ظاهرا بعضي از دوستان، در مورد متا�يزيك سوالالتي داشتند كه مجبورم كمي بيشتر توضيح دهم و بحث در مورد ديوانگي را كمي به تعويق بيندازم.
اصولا در ت�کر متا�يزيکی،بايد حقيقت را به دو گزينه تقسيم كنيم.يكي را « ملموس » «قابل درک » و از همه مهمتر: «حاضر» بدانيم و بعد با است�اده از ابزار « ت�کر » «آزمايش» و « کاوش » ، به گزينه ديگر كه « نامانوس» و از همه مهمتر:« غايب » بوده برسيم.
گزينه اول مثل « جسم » ، « عالم ماده »، « زنده بودن » و گزینه دوم ( که در واقع در پس اولی نه�ته است و بايد آنرا كامل كند )، مثل « روح » « عالم معنوی يا ورا ماده » و « مرگ ».
درست مثل بازي مسيرهای مارپيچی.که ما از دری وارد ميشويم( يعني همان گزينه اي كه در آغاز آنرا ميشناسيم مثل عالم مادي ) و با آزمودن راه و بيراهه های زياد( يعني ت�كر و آزمايش ) ، سعي ميكنيم راه خروج ( يعني گزينه اي كه در آغاز ناپيدا و نا شناخته است مثل عالم غير مادي و ما ورا طبيعت ) را پيدا كنيم.
اما مشکل ت�كر متا�يزيكي چيست؟
مشكل آن به سه بخش تقسيم ميشود :
1: واضح نبودن هر دو گزينه حتي گزينه اول ؛ مثلا اينکه ما از جهان مادي چقدر سرمان ميشود كه حالا بخواهيم با استناد به آن جهان نه�ته در پس آنرا ( تازه اگر وجود داشته باشد!!!) را بشناسيم ؟
2 : عدم وجود راه مطمئن براي رسيدن به گزينه غايب ؛ تمام تاريخ و نيز پيشر�ت دانش بشر گواه اينست كه هنوز ما در ابتدايي ترين مراحل راه دانش هستيم و در واقع دانش ما براي برنامه ريزيهاي بنياديني مثل « کش� حقيقت !!! » به هيچ روي قابل اعتماد نيستند. بد نيست به كتابخانه مراجعه كنيد و ديدگاه هاي « ارسطو » که روزگاری �هم آنها باعث ا�تخار بود را بخوانيد و ببينيد كه امروزه چقدر مضحک به نظر ميرسند.
3 : وجود بسياري پديده ها كه آنها را نميتوان در هيچ تقسيم بندي دوتايي قرار داد ؛ مثل ويروس كه موجود زنده است نه موجود مرده ؛و نيز مثالهاي اساسي تري كه بعدا خواهم آورد.

خب! اينها داشته باشيد .اگر سؤالي بود بپرسيد تا باز هم توضيح دهم.
ضمنا اين عكس را با دقت ببينيد . به بهترين وجه متا�يزيك را تعري� كرده است !
من حالا ميخواهم در باره ديوانگی کمی اظهار نظر کنم...
اما قبل از آن بايد يک مقدمه نسبتا طولانی بچينم و داستان را از تعري� واژه « متا�يزيک » شروع کنم.
تعبيری که من از اين واژه دارم کلی است.يعنی همان تعبيری که در �لس�ه غرب از آن وجود دارد.
در �لس�ه غرب متا�يزيک يعنی هر گونه تقابل زوج و يا دوگانه. مثل : « روح - جسم » ؛ « ذهنی - عينی » ؛ « زنده - مرده » و ....
اين گونه تقابل های دوگانه همانطور که ملاحظه ميکنيد، اساس بسياري از عقايد ما هستند.
و در واقع ما به اعتبار اين واژگان جهان را مدام به دو قسمت (معمولا مساوي) تقسيم ميكنيم.
و از همين منظر است كه مثلا بين زن و مرد از نظر وظاي�، اختيارات، و توانايي ها ت�اوت قائل ميشويم.
اما........
اما به نظر اين حقير تشت رسوايي« متا�يزيك» مدتهاست که �رو ا�تاده......مثلا « ويروس » را در نظر بگيريد؛ نه موجود زنده است نه موجود مرده !!! بلکه پديده ايست بين اين دو يا شايد بهتر است بگويم : هر دو و در عين حال هيچ کدام! زيرا از طر�ی مرده است چون وقتی بيرون از بدن يک موجود زنده به سر ميبرد علائم حياتی ندارد.و از سوی ديگر مرده است چون وقتی به بدن يک موجود زبان بسته وارد ميشود بيا و ببين که چه الم شنگه ای به پا ميکند!!!!
و مثال جالب تر پديده علمی نسبتا جديدي است که به کمک آزمايش های روانکاوانه و نيز بيولوژيکی، ثابت ميکند که « مرد بودن » يا « زن بودن » صد در صد نسبی است!يعنی مهمتر از آنچه ما آقايان به داشتنش ا�تخار ميکنيم، مسائل بيولوژيكي و رواني و تربيتي است كه جنسيت ما را معلوم ميكند! و عجيب تراينكه اين جنسيت از روزي به روز ديگر در حال تغيير است!!!!!!!
خب! حالا اينها را داشته باشيد تا �ردا به اصل مساله ( تعري� ) جنون بپردازم.....

Wednesday, July 03, 2002

من آلان خانه احسان هستم...قرار گذاشتيم دو تا وبلاگ يكي در مورد دبيرستان البرز و ديگري درباره خاطرات كنكور مشتركا درست كنيم.......به زودي خبرهاي جدبدي در اين مورد خواهيد شنيد.....

Tuesday, July 02, 2002

وقتي كسي در انتخاب محل تولد يا تابعيت خود و پدر و مادرش هيچ نقشي ندارد، ملي گرايي و تعصبات قومي يا نظاير اينها چه معني دارد؟
:( از همه دوستاني كه به وبلاگ من سر ميزنند ممنون.ظاهرا سايت تامين كننده �رم نظرخواهي با ما سر سازش ندارد!!! لذا شما لط� كنيد و به وبلاگ من در پرشبن بلاگ برويد يا اينكه به اين آدرس ميل ب�رستين...

Monday, July 01, 2002

احسان كيان�ر مي خواهد �ردا مطلبي درباره دختران شري�ي بنويسد....من كه منتظرم ببينم اين بچه سر به زير چه از آن دختران خواهد نوشت
خب ظاهرا سايت پرشيان بلاگ مشكل خاصي ندارد.من هم كه دائما در حال سر و كله زدن با سايتهايي هستم كه براي سايتهاي مختل� ص�حه نظر خواهي درست ميكنند. اميدوارم در چند روز آينده سر و ساماني به اين ص�حه بدهم.البته اگر احسان كيان�ر عزيزم به من كمك كند
...

اگه كسي �هميد اين چند نقطه يعني چي؟؟؟ حي� كه هنوز نظرخواهي ندارم.....ولي به زودي درست ميشه.......
كسي نميدوونه چه بلايي سر سايت پرشين بلاگ اوومده؟
...اهاي مردم... بدانين و آگاه باشيد.....
من به خاطر اشكال در �ونت �ارسي و همچنين نيمه ديوانگي ، در ص�حه اصلي، قسمت نظر خواهي ، دچار مشكل هستم.
لذا تا اطلاع ثانوي،روي همون �ونت هاي عجيب غريب در زير هر مطلب كليك كنين و ترجيحا � پينگليش “ بنويسيد....

Sunday, June 30, 2002

اي كاش........آدمي وطنش را همچون بن�شه ها ميشد با خود ببرد هر كجا كه خواست........
يكي از موارد آزار دهنده در گزارش مسابقات جام جهاني ،نوع تل�ظ اسامي بازيكنان و داوران و لج بازيهاي گزارشگران بر سر هين موضوع بود.
دعوايي بي حاصل و به نظر من �قط براي رو كن كني از همكاران (يا بهتر است بگويم : رقبا ).
مثلا � عباسقلي “ گزارشگر من�ور ، بد صدا و پر ادعاي شبكه 2 مدام به گزارشگران ديگر متلك مي نداخت.
(من در روزهاي آينده قصد دارم ماجراهاي مضحكي كه در اين مدت يك ماهه در همين زمينه رخ داده را به ترتيب تعري� كنم.)
اما به نظر من اين بحث و جدل همانطور كه گ�تم بيهوده و اصطلاحا معادله ايست بي حاصل.
به اين مثال توجه كنيد :
در تيم سوئد بازيكني وجود دارد به نام� ابراهيم ويچ“ كه اصالتا يك كرووات است.خب!حالا اسم اين بابا را بايد به چه لهجه وزباني تل�ظ كرد؟
به زبان سوئدي كه زبان كشور متبوع اوست؟
به زبان كروواتها كه مليت مادري اوست؟
به زبان انگليسي كه زبان بين المللي و بسيار پر كاربردي است؟
به زبان عبري (چون ابراهيم كلمه اي عبري است )؟
يا چون ابراهيم در زبان �ارسي هم وارد شده ، به زبان �ارسي؟
و اساسا اين موضوع چقدر اهميت دارد؟
چرا ما ايرانيان از هر دانشي �قط ورق اول آنرا �را مي گيريم؟
چرا عادت داريم يكديگر را ضايع كنيم و به اين ترتيب خود را مطرح كنيم؟
چرا....؟
اي بابا اين حر�ها چيه؟ نون بده بخوريم.....
....خب اينم از برزيل...
حالا كه كار تمام شده بد نيست به يك نكته جالب توجه كنيم. وان تاءثير دوگانه و گاه متضاد نتايج مسابقات ورزشي در جامعه است.
از طر�ي ، در صورت پيروزي يك تيم ، بخصوص اگر از كشور هاي جهان سوم باشد،حاكمان اين كشورها كه متاس�انه اغلب �اسد هستند،براي مدتي با خيال راحت ميتوانند به حكومت ناكارامد خود ادامه دهند.و اين يعني بي خيالي عمومي ، سر خوشي كاذب و دل خوش كردن به پيروزي ورزشي. كه در دراز مدت باعث ازدياد مشكلات اجتماعي ميشود.
اما بدبختانه از طر� ديگر ،شكستهاي ورزشي باعث بي اعتمادي ، سر خوردگي،و جريحه دار شدن غرور ملت ميشوند.
نمونه هر دو جنبه را ميشود در كشور آرژانتين ديد.
بعد اول در سال 1978 كه در پي قهرماني در جام جهاني،ا�كار عمومي آشكارا تا مدتي نسبت به ژنرالهاي �اسد حاكم بر كشور نرمش نشان داد.
و بعد دوم در همين جام جهاني بود كه شكست دور از تصور و دردناك هين تيم داغ مردم آرژانتين را تازه كرد.
حتما ميدانيد كه هين كشور در اثر سالها اعمال سياستهاي غلط نئوليبراليسم،دچار مشكلات بسياري است.....