Ù�ردا در مورد روشهاي جديد انتقال مواد ( البته Ù�كر كنم تا ØØ§Ù„ا خيلي قديمي شده باشد ) بيشتر خواهم نوشت .
Saturday, July 27, 2002
يكي از دوستانم كه دوره سربازي خود را در ØÙˆØ§Ù„ÙŠ يزد Ùˆ در كنار كوير گذرانده ØŒ گهگاه خاطره هاي جالبي از آن دوره برايم تعريÙ� ميكند.مثلا ميگويد ØŒ در آنجا قاچاقچيان مواد مخدر هر روز روشهاي تازه اي را براي انتقال مواد به كار ميبندند. به طوري كه پس از ØÙ…Ù„ چندين Ù…ØÙ…وله بزرگ Ùˆ وقتي كه آبها از آسياب اÙ�تاد Ùˆ معامله هاي ميليون دلاري دلالان آن مواد جوش خورد Ùˆ اجناس سر موقع تØÙˆÙŠÙ„ شد ØŒ تازه نيروهاي انتظامي به شگرد كار آنان پي ميبرند.تا مدتي يكي از كارآمدترين روشهاي انتقال مواد ØŒ درگيريهاي Ù…Ø³Ù„ØØ§Ù†Ù‡ بوده است ! يعني ØØ¶Ø±Ø§Øª قاچاقچي با پررويي تمام راه مياÙ�تاده اند Ùˆ در درگيري ها هم از قشون كشي هيچ ابايي نداشته اند. بنا به روايتي كه از يك اÙ�سر اداره مبارزه با مواد مخدر شنيدم ØŒ نوع بيسيم مورد استÙ�اده توسط قاچاقچيان بسيار مرغوبتر از مدلي است كه نيروهاي انتظامي درگير با آنها استÙ�اده ميكنند Ùˆ ØØªÙŠ Ø¨Ø±Ø®ÙŠ از قاچاقچيان مجهز به موشك كروز هستند !!! ( به خدا من اينها را با دو گوش خودم شنيده ام. اگر شما باور نميكنيد اين از لاÙ� زدن من نيست ØŒ از گزاÙ� بودن واقعيت است. )
Ù�ردا در مورد روشهاي جديد انتقال مواد ( البته Ù�كر كنم تا ØØ§Ù„ا خيلي قديمي شده باشد ) بيشتر خواهم نوشت .
Ù�ردا در مورد روشهاي جديد انتقال مواد ( البته Ù�كر كنم تا ØØ§Ù„ا خيلي قديمي شده باشد ) بيشتر خواهم نوشت .
هميشه هر وقت Ø§ØØ³Ø§Ù† موقع اØÙˆØ§Ù„پرسي از من ميپرسه « Ú†Ù‡ خبر؟ » ØŒ من ميگم: « هيچ ! » Ùˆ آنوقت است كه Ø§ØØ³Ø§Ù† با تعجب ميپرسه :« هيچ؟ چرا؟ Ù…Ú¯Ù‡ ميشه هيچ ØŸ » Ùˆ اگه آنلاين
باشه اينو ميکشه :
من تصميم گرÙ�تم براي مدتي به جاي هيچي بگم : « سلامتي. » اما متوجه شدم كه اين موضوع زياد درست نيست چون ممكن است در همان ØØ§Ù„ ناقل بيماري مهلكي باشم ( لال از دنيا نري بگو خدا نكنه ! )
در نتيجه تصميم گر�تم بگم :« شكر.»
اينطوري خيلي بهتره . نه؟ البته به شرطي كه واÙ�عا قصد شكر داشته باشم Ùˆ گرنه دروغ به ØØ³Ø§Ø¨ مياد.
شکر ميگم چون ØŒ ØØªÙŠ Ø§Ú¯Ø±Ø¨ÙŠØ®Ø¨Ø± باشم ØŒ اين از شنيدن خبر بد بهتر است.
شكر ميگم چون ØØªÙŠ Ø§Ú¯Ø± به بيماري بدي هم مبتلا باشم بايد از خدا ممنون باشم كه تا ØØ§Ù„ا زنده ام Ùˆ وضعم از اين بدتر نيست.
باشه اينو ميکشه :
من تصميم گرÙ�تم براي مدتي به جاي هيچي بگم : « سلامتي. » اما متوجه شدم كه اين موضوع زياد درست نيست چون ممكن است در همان ØØ§Ù„ ناقل بيماري مهلكي باشم ( لال از دنيا نري بگو خدا نكنه ! )
در نتيجه تصميم گر�تم بگم :« شكر.»
اينطوري خيلي بهتره . نه؟ البته به شرطي كه واÙ�عا قصد شكر داشته باشم Ùˆ گرنه دروغ به ØØ³Ø§Ø¨ مياد.
شکر ميگم چون ØŒ ØØªÙŠ Ø§Ú¯Ø±Ø¨ÙŠØ®Ø¨Ø± باشم ØŒ اين از شنيدن خبر بد بهتر است.
شكر ميگم چون ØØªÙŠ Ø§Ú¯Ø± به بيماري بدي هم مبتلا باشم بايد از خدا ممنون باشم كه تا ØØ§Ù„ا زنده ام Ùˆ وضعم از اين بدتر نيست.
Friday, July 26, 2002
لطÙ�ا اين مطلب تا انتها بخوانيد Ùˆ اگر قصد داريد آنرا به طور ناقص بخوانيد پيشنهاد ميكنم اصلا زØÙ…ت اين كار را كلا از سر خود واكنيد. چون درغير اين صورت ØØªÙ…ا منظور مرا وارونه متوجه خواهيد شد.
******************
من ØÙ‚ير تصميم گرÙ�ته ام در آغاز هر Ù‡Ù�ته دسته Ú¯Ù„ Ø§ØØªØ±Ø§Ù…ÙŠ را به كساني كه يا دوستشان ميدارم يا به آنان Ø§ØØªØ±Ø§Ù… ميگذارم ( يا هم دوست دارم Ùˆ هم Ø§ØØªØ±Ø§Ù… ميگذارم ) تقديم كنم.
در اين Ù‡Ù�ته دسته Ú¯Ù„ Ø§ØØªØ±Ø§Ù… Ùˆ بزرگداشتم را به Ù…ØÙ…درضا شهسواري تقديم ميكنم.Ù…ØÙ…درضا شهسواري را شايد شما بشناسيد. در زمان جنگ ØŒ كه من هنوز دوره ابتدايي را تمام نكرده بودم ØŒ Ù�يلم مستندي را از تلويزيون ديدم كه در آن سربازان عراقي در ØØ§Ù„ كتك زدن Ùˆ به روي خاك كشيدن يك اسير ايراني با قامتي خميده Ùˆ قدي كوتاه بودند. آن اسير در ØØ§Ù„ÙŠ كه دستانش را از پشت بسته بودند Ùˆ بشدت كتكش ميزدند همچنان عليه اول شخص مملكت عراق يعني صدام شعارهاي تند Ùˆ تيزي ميداد . Ùˆ كتك زدن سربازان عراقي هم مانع او نميشد. اين Ù�يلم ظاهرا به طور مخÙ�يانه توسط يك خبرنگار خارجي تهيه شده بود .
××××××××××××
من اصلا نميخواهم در اين Ù�رصت درباره جنگ Ùˆ اينكه اصلا كار خوبي است يا بد Ùˆ اينكه چرا جنگ ايران Ùˆ عراق اينقدر طول كشيد Ø¨ØØ« كنم ( شايد بعدا اين كار را بكنم اما ØØ§Ù„ا نه ) . در همان زمان كه Ù�يلم مذكور پخش شد ØŒ بسياري ميگÙ�تند اين Ù�يلم ساختگي است Ùˆ اصلا عراقيها به كسي اجازه Ù†Ù�س كشيدن نميدهند Ú†Ù‡ رسد به اينكه شعار مرگ بر صدام بدهد. من به اين ØØ±Ù� هم كار ندارم.
باز هم تاكيد ميكنم تا آخر مطلب را بخوانيد تا منظور مرا كاملا متوجه شويد.
××××××××××××
خلاصه آن اسير پس از چندين سال به ايران بازگشت و بلا�اصله پس از بازگشت ، به همه چيز پشت پا زد ، شغل معلمي را برگزيد و در يكي از روستاهاي دورا�تاده زابل ( سيستان و بلوچستان ) به تدريس پرداخت !
دوباره بخوانيد : معلمي در روستايي بدون هرگونه امكانات در زابل! در ØØ§Ù„ÙŠ كه با دستآويز قرار دادن همان Ù�يلم ( ØØ§Ù„ا گيريم ساختگي . البته من مطمئنم اين Ù�يلم ساختگي نبوده چون اگر اينطور بود ØŒ آنرا چندين بار از كانالهاي خارجي پخش نميكردند. ) ميتوانست به موقعيتهاي دولتي Ùˆ ØÙƒ.متي بسياري دست پيدا كند. او ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ ميتوانست با داد Ùˆ هوار Ùˆ تبليغات Ùˆ چاپ عكس Ùˆ Ù…ØµØ§ØØ¨Ù‡ با مطبوعات Ùˆ ... به يك پست نمايندگي مجلس ØŒ وزارت ØŒ سÙ�ارت يا ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ همان شغل معلمي اما در تهران دست يابد. غير از اين است؟
اما اين كار را نكرد و با تواضع و بدون سروصدا و جنجال و مظلوم نمايي و ننه من غريبم بازي در بدترين شرايط براي خدمت به كشورش و از بين بردن �قر و جهل و بيسوادي وارد ميدان شد.
××××××××××××
داستان به همين جا ختم نميشود. اويل سال 74 در ØØ§Ù„يكه عزيمت به روستاي Ù…ØÙ„ كارش بود در راه تصادÙ� كرد Ùˆ ....
اگر شهادت واقعا وجود داشته باشد به خدا همين است نه اينكه .....
××××××××××××
من Ù�كر ميكنم ØØªÙŠ Ø§Ú¯Ø±Ø¨Ø§ دولت Ùˆ ØÙƒÙˆÙ…ت Ùˆ مسؤلين پدر كشتگي هم داشته باشيم Ùˆ اصلا به شدت با جنگ Ùˆ خونريزي مخالÙ� باشيم يا به چيزي مثل شهادت وايثار Ùˆ ... اعتقاد نداشته باشيم يا Ù�يلم مورد اشاره را ساختگي Ùˆ كار خود ايرانيان بدانيم نميتوانيم جوانمردي Ùˆ استواري Ù…ØÙ…درضا شهسواري را نديده بگيريم. به Ù�رض كه جنگ چيز بدي است ØŒ به Ù�رض كه آن Ù�يلم ساختگي است، اما اين مطالب هيچ ربطي به بزرگداشت ØŒ نكوداشت Ùˆ ارج نهادن به كسي كه در پشت پا زدن به قدرتي بادآورده Ùˆ زندگي اعياني Ùˆ ØÙ‚وق آنچناني Ùˆ سÙ�رهاي خارجي Ùˆ عزت Ùˆ Ø§ØØªØ±Ø§Ù… ذره اي درنگ نكرد، ندارد
******************
من ØÙ‚ير تصميم گرÙ�ته ام در آغاز هر Ù‡Ù�ته دسته Ú¯Ù„ Ø§ØØªØ±Ø§Ù…ÙŠ را به كساني كه يا دوستشان ميدارم يا به آنان Ø§ØØªØ±Ø§Ù… ميگذارم ( يا هم دوست دارم Ùˆ هم Ø§ØØªØ±Ø§Ù… ميگذارم ) تقديم كنم.
در اين Ù‡Ù�ته دسته Ú¯Ù„ Ø§ØØªØ±Ø§Ù… Ùˆ بزرگداشتم را به Ù…ØÙ…درضا شهسواري تقديم ميكنم.Ù…ØÙ…درضا شهسواري را شايد شما بشناسيد. در زمان جنگ ØŒ كه من هنوز دوره ابتدايي را تمام نكرده بودم ØŒ Ù�يلم مستندي را از تلويزيون ديدم كه در آن سربازان عراقي در ØØ§Ù„ كتك زدن Ùˆ به روي خاك كشيدن يك اسير ايراني با قامتي خميده Ùˆ قدي كوتاه بودند. آن اسير در ØØ§Ù„ÙŠ كه دستانش را از پشت بسته بودند Ùˆ بشدت كتكش ميزدند همچنان عليه اول شخص مملكت عراق يعني صدام شعارهاي تند Ùˆ تيزي ميداد . Ùˆ كتك زدن سربازان عراقي هم مانع او نميشد. اين Ù�يلم ظاهرا به طور مخÙ�يانه توسط يك خبرنگار خارجي تهيه شده بود .
××××××××××××
من اصلا نميخواهم در اين Ù�رصت درباره جنگ Ùˆ اينكه اصلا كار خوبي است يا بد Ùˆ اينكه چرا جنگ ايران Ùˆ عراق اينقدر طول كشيد Ø¨ØØ« كنم ( شايد بعدا اين كار را بكنم اما ØØ§Ù„ا نه ) . در همان زمان كه Ù�يلم مذكور پخش شد ØŒ بسياري ميگÙ�تند اين Ù�يلم ساختگي است Ùˆ اصلا عراقيها به كسي اجازه Ù†Ù�س كشيدن نميدهند Ú†Ù‡ رسد به اينكه شعار مرگ بر صدام بدهد. من به اين ØØ±Ù� هم كار ندارم.
باز هم تاكيد ميكنم تا آخر مطلب را بخوانيد تا منظور مرا كاملا متوجه شويد.
××××××××××××
خلاصه آن اسير پس از چندين سال به ايران بازگشت و بلا�اصله پس از بازگشت ، به همه چيز پشت پا زد ، شغل معلمي را برگزيد و در يكي از روستاهاي دورا�تاده زابل ( سيستان و بلوچستان ) به تدريس پرداخت !
دوباره بخوانيد : معلمي در روستايي بدون هرگونه امكانات در زابل! در ØØ§Ù„ÙŠ كه با دستآويز قرار دادن همان Ù�يلم ( ØØ§Ù„ا گيريم ساختگي . البته من مطمئنم اين Ù�يلم ساختگي نبوده چون اگر اينطور بود ØŒ آنرا چندين بار از كانالهاي خارجي پخش نميكردند. ) ميتوانست به موقعيتهاي دولتي Ùˆ ØÙƒ.متي بسياري دست پيدا كند. او ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ ميتوانست با داد Ùˆ هوار Ùˆ تبليغات Ùˆ چاپ عكس Ùˆ Ù…ØµØ§ØØ¨Ù‡ با مطبوعات Ùˆ ... به يك پست نمايندگي مجلس ØŒ وزارت ØŒ سÙ�ارت يا ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ همان شغل معلمي اما در تهران دست يابد. غير از اين است؟
اما اين كار را نكرد و با تواضع و بدون سروصدا و جنجال و مظلوم نمايي و ننه من غريبم بازي در بدترين شرايط براي خدمت به كشورش و از بين بردن �قر و جهل و بيسوادي وارد ميدان شد.
××××××××××××
داستان به همين جا ختم نميشود. اويل سال 74 در ØØ§Ù„يكه عزيمت به روستاي Ù…ØÙ„ كارش بود در راه تصادÙ� كرد Ùˆ ....
اگر شهادت واقعا وجود داشته باشد به خدا همين است نه اينكه .....
××××××××××××
من Ù�كر ميكنم ØØªÙŠ Ø§Ú¯Ø±Ø¨Ø§ دولت Ùˆ ØÙƒÙˆÙ…ت Ùˆ مسؤلين پدر كشتگي هم داشته باشيم Ùˆ اصلا به شدت با جنگ Ùˆ خونريزي مخالÙ� باشيم يا به چيزي مثل شهادت وايثار Ùˆ ... اعتقاد نداشته باشيم يا Ù�يلم مورد اشاره را ساختگي Ùˆ كار خود ايرانيان بدانيم نميتوانيم جوانمردي Ùˆ استواري Ù…ØÙ…درضا شهسواري را نديده بگيريم. به Ù�رض كه جنگ چيز بدي است ØŒ به Ù�رض كه آن Ù�يلم ساختگي است، اما اين مطالب هيچ ربطي به بزرگداشت ØŒ نكوداشت Ùˆ ارج نهادن به كسي كه در پشت پا زدن به قدرتي بادآورده Ùˆ زندگي اعياني Ùˆ ØÙ‚وق آنچناني Ùˆ سÙ�رهاي خارجي Ùˆ عزت Ùˆ Ø§ØØªØ±Ø§Ù… ذره اي درنگ نكرد، ندارد
Thursday, July 25, 2002
يكي از اقوام ما كه در آمريكا ØªØØµÙŠÙ„ كرده است خاطره اي را برايم تعريÙ� كرده است كه آنرا براي شما نقل ميكنم.
او ميگويد در اواخر دهه ه�تاد ميلادي كه تب هنر مدرن در غرب بسيار بالا گر�ته بود او هم مانند بسياري از جوانان آنروز به اين تب دچار شده بود و شروع به مطالعه در اين زمينه ميكند و در مدت كوتاهي آثار بسياري از نظريه پردازان هنر مدرن را مورد بررسي قرار ميدهد. علاوه بر آن در تمام سيمناها و سالنهاي نمايش و گالريهاي هنري ، سخنراني ها ، �ستيوالها و خلصه هر مراسمي كه به هنر مدرن مربوط ميشده ر�ت و آمد ميكرده و از اين طريق دوستان و هم�كران زيادي پيدا كرده بود.
يكي از روزهايي كه طبق معمول به يك نمايشگاه نقاشي رÙ�ته بود ØŒ با چند تن از دوستانش شروع به اظهار نظر Ùˆ تÙ�سير Ùˆ تØÙ„يل كارهاي ارائه شده در نمايشگاه ميكند . سه ØŒ چهار ميگذرد Ùˆ او ودوستانش غرق در تماشاي آثار ارائه شده بودند كه به تقريبا به آخر سالن نزديك ميشوند. در اين موقع توجه او به يك تابلوي كوچك جلب ميشود كه در آن تابلو يك كودك خندان با چشمان بادامي به سوي آسمان خيره شده بوده Ùˆ در زواياي ديگر اثر هم يك ليوان نوشابه كوكاكولا ØŒ يك همبرگر Ùˆ تعداد ديگري بچه وجود داشته اند . به Ù…ØØ¶ ديدن اين اثر ØŒ ØØ³ تÙ�سير Ùˆ تØÙ„يل اين دوست ما Ú¯Ù„ ميكند Ùˆ در نتيجه در باب Ù�قر ØŒ گرسنگي ØŒ جنگ ويتنام ( با توجه به چشمهاي بادامي كودكي كه در تابلو بوده ) ØŒ جنبشهاي عدالت طلبانه در دنيا ØŒ ماركسيسم ØŒ صدور Ù�رهنگ آمريكايي همراه با Ù…ØØµÙˆÙ„اتي چون مك دونالد Ùˆ كوكاكولا Ùˆ ... شروع به سخنراني براي دوستانش ميكند . اما در ميان ØµØØ¨ØªØ´ متوجه ميشود كه دوستانش در ØØ§Ù„ مسخره كردن Ùˆ خنديدن به او هستند. وقتي علت را ميپرسد تازه ميÙ�همد كه تابلوي مذكور ØŒ نه يك اثر نقاشي بلكه يك بيل بورد تبليغاتي براي رستوران واقع در انتهاي سالن آن گالري هنري بوده است !
اين ØØ§Ø¯Ø«Ù‡ در ØØ¶ÙˆØ± دختري اتÙ�اق اÙ�تاده بوده كه دوست ما سخت به او دل بسته بوده Ùˆ به دنبال موقعيتي براي ابراز علاقه ميگشته اما بروز اين سوتي ملكوتي Ùˆ اين ضايعه همه چيز را خراب ميكند Ùˆ در نتيجه دوست ما دچار ياءس Ù�لسÙ�ÙŠ Ùˆ اÙ�سردگي ميشود تا آنجا كه قيد هنر مدرن Ùˆ همه زرق Ùˆ برقش را ميزند Ùˆ از هنر مدرن متنÙ�ر ميشود.
بعد از مدتي هم متوجه ميشود كه آن تابلو هر روز قربانيان جديدي ميگرÙ�ته Ùˆ هر روز عده اي در ØØ¶ÙˆØ± دوستان هنرمند Ùˆ Ù�وق با كلاسشان دچار آنچنان شرمي بشوند كه تا آخر عمر قراموش نكنند....
او ميگويد در اواخر دهه ه�تاد ميلادي كه تب هنر مدرن در غرب بسيار بالا گر�ته بود او هم مانند بسياري از جوانان آنروز به اين تب دچار شده بود و شروع به مطالعه در اين زمينه ميكند و در مدت كوتاهي آثار بسياري از نظريه پردازان هنر مدرن را مورد بررسي قرار ميدهد. علاوه بر آن در تمام سيمناها و سالنهاي نمايش و گالريهاي هنري ، سخنراني ها ، �ستيوالها و خلصه هر مراسمي كه به هنر مدرن مربوط ميشده ر�ت و آمد ميكرده و از اين طريق دوستان و هم�كران زيادي پيدا كرده بود.
يكي از روزهايي كه طبق معمول به يك نمايشگاه نقاشي رÙ�ته بود ØŒ با چند تن از دوستانش شروع به اظهار نظر Ùˆ تÙ�سير Ùˆ تØÙ„يل كارهاي ارائه شده در نمايشگاه ميكند . سه ØŒ چهار ميگذرد Ùˆ او ودوستانش غرق در تماشاي آثار ارائه شده بودند كه به تقريبا به آخر سالن نزديك ميشوند. در اين موقع توجه او به يك تابلوي كوچك جلب ميشود كه در آن تابلو يك كودك خندان با چشمان بادامي به سوي آسمان خيره شده بوده Ùˆ در زواياي ديگر اثر هم يك ليوان نوشابه كوكاكولا ØŒ يك همبرگر Ùˆ تعداد ديگري بچه وجود داشته اند . به Ù…ØØ¶ ديدن اين اثر ØŒ ØØ³ تÙ�سير Ùˆ تØÙ„يل اين دوست ما Ú¯Ù„ ميكند Ùˆ در نتيجه در باب Ù�قر ØŒ گرسنگي ØŒ جنگ ويتنام ( با توجه به چشمهاي بادامي كودكي كه در تابلو بوده ) ØŒ جنبشهاي عدالت طلبانه در دنيا ØŒ ماركسيسم ØŒ صدور Ù�رهنگ آمريكايي همراه با Ù…ØØµÙˆÙ„اتي چون مك دونالد Ùˆ كوكاكولا Ùˆ ... شروع به سخنراني براي دوستانش ميكند . اما در ميان ØµØØ¨ØªØ´ متوجه ميشود كه دوستانش در ØØ§Ù„ مسخره كردن Ùˆ خنديدن به او هستند. وقتي علت را ميپرسد تازه ميÙ�همد كه تابلوي مذكور ØŒ نه يك اثر نقاشي بلكه يك بيل بورد تبليغاتي براي رستوران واقع در انتهاي سالن آن گالري هنري بوده است !
اين ØØ§Ø¯Ø«Ù‡ در ØØ¶ÙˆØ± دختري اتÙ�اق اÙ�تاده بوده كه دوست ما سخت به او دل بسته بوده Ùˆ به دنبال موقعيتي براي ابراز علاقه ميگشته اما بروز اين سوتي ملكوتي Ùˆ اين ضايعه همه چيز را خراب ميكند Ùˆ در نتيجه دوست ما دچار ياءس Ù�لسÙ�ÙŠ Ùˆ اÙ�سردگي ميشود تا آنجا كه قيد هنر مدرن Ùˆ همه زرق Ùˆ برقش را ميزند Ùˆ از هنر مدرن متنÙ�ر ميشود.
بعد از مدتي هم متوجه ميشود كه آن تابلو هر روز قربانيان جديدي ميگرÙ�ته Ùˆ هر روز عده اي در ØØ¶ÙˆØ± دوستان هنرمند Ùˆ Ù�وق با كلاسشان دچار آنچنان شرمي بشوند كه تا آخر عمر قراموش نكنند....
Wednesday, July 24, 2002
ما و نقابهايمان
يا :
زيستن در Ø³Ø§ØØª تظاهر Ùˆ Ù�ريب
چرا ما هميشه خود را پشت نقاب پنهان ميكنيم.
نه!
اين جمله را نپسنديدم. چرا ندارد .چون مجبوريم. چون آنقدر خودمان را Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ كرده ايم Ùˆ آنقدر غم نان Ùˆ غم Ù�ردا داريم كه در نتيجه مجبوريم مدام پيش اين Ùˆ آن نقش بازي كنيم.پيش مدير مدرسه يا رييس دانشگاه يا يك مسؤول در يك اداره بايد كمي ظاهر مذهبي را رعايت كنيم. ØÙˆØ§Ø³Ù…ان باشد كه اگر زمان با يك مناسبت سوگواري مذهبي مقارن است ØØªÙŠ Ø§Ù„Ø§Ù…ÙƒØ§Ù† خيلي به خودمان نرسيم.عطر نزنيم. اگر به قياÙ�Ù‡ Ùˆ مدل مويمان مي آيد Ùˆ طوري به نظر نمي رسد كه همه بÙ�همند رياكاري ميكنيم ØŒ Ú†Ù‡ بهتر كه لباس سياه هم بپوشيم.
مثلا من امروز كه روز ÙˆÙ�ات آن بانويي است كه من ØØªÙŠ Ø´Ø±Ù… دارم از بردن نام نوراني اش ØŒ ميخواستم مشكي بپوشم اما آنقدر رياكار زياد شده كه ترسيدم من هم از آنان شمرده شوم.
در صورتيكه ساعت كت Ùˆ كلÙ�ت Ùˆ خيلي شيكي به دست نكرده ايم وجود يك انگشتر با قيروزه يا عقيق هم توصيه ميشود . باقي مطالب را درز ميگيرم . چون ØØªÙ…ا خودتان ميدانيد.
اگر بخواهيم به يك پارتي با ØØ¶ÙˆØ± دختران Ùˆ پسران آنچناني برويم از هر طريق ممكن ( خريدن ØŒ كش رÙ�تن يا قرض گرÙ�تن ) بايد لباس مناسبي بپوشيم. اگر عرق خور تير تشريÙ� داريم Ùˆ چشمانمان با ديدن كنياك هاي تازه از بسته بندي در آمده در ØØ§Ù„ خروج كامل از ØØ¯Ù‚Ù‡ است ØŒ وانمود ميكنيم كه اصلا اصراري به خوردن مشروبات نداريم ولي اگر دوستان خيلي اصرار كنند ... آنوقت ... هي ...بÙ�همي Ù†Ù�همي ممكن است كمي بخوريم Ùˆ گرنه كه اصلا . اگر در آن مهماني كسي از ما اصل Ùˆ نصب ما را پرسيد در ØØ§Ù„ÙŠ كه پدرمان ترك ابهر است وجد مادرمان از عشاير ياغي بلوچستان بوده ØŒ خيلي Ø±Ø§ØØª مي گوييم : ما تهراني هستيم !
در Ù…ØØ¶Ø± يك دانشمند يا استاد دانشگاه به سرعت به يك شيÙ�ته علم Ùˆ دانش تبديل ميشويم. Ùˆ مدام به مغزمان Ù�شار مي آوريم كه اگر مطلب علمي را در چند روز اخير خوانده يا شنيده ايم به هر بهانه اي شده آنرا به عنوان تك خالي كه ما را از كوت شدن در بياورد رو كنيم.
برخي از ما كه آنقدر در كار ريا و بازي در آوردن استاد شده ايم كه بلا�اصله به ريا كاري ديگران پي ميبريم ! و مي�هميم طر� كي به سمت جاده خاكي پيش ميرود
************************.
زنده باد زيستن در Ø³Ø§ØØª بامبول Ùˆ ريا Ùˆ تزوير Ùˆ تظاهر چرا كه عصر ØŒ عصر رواج موشهاست.
يا :
زيستن در Ø³Ø§ØØª تظاهر Ùˆ Ù�ريب
چرا ما هميشه خود را پشت نقاب پنهان ميكنيم.
نه!
اين جمله را نپسنديدم. چرا ندارد .چون مجبوريم. چون آنقدر خودمان را Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ كرده ايم Ùˆ آنقدر غم نان Ùˆ غم Ù�ردا داريم كه در نتيجه مجبوريم مدام پيش اين Ùˆ آن نقش بازي كنيم.پيش مدير مدرسه يا رييس دانشگاه يا يك مسؤول در يك اداره بايد كمي ظاهر مذهبي را رعايت كنيم. ØÙˆØ§Ø³Ù…ان باشد كه اگر زمان با يك مناسبت سوگواري مذهبي مقارن است ØØªÙŠ Ø§Ù„Ø§Ù…ÙƒØ§Ù† خيلي به خودمان نرسيم.عطر نزنيم. اگر به قياÙ�Ù‡ Ùˆ مدل مويمان مي آيد Ùˆ طوري به نظر نمي رسد كه همه بÙ�همند رياكاري ميكنيم ØŒ Ú†Ù‡ بهتر كه لباس سياه هم بپوشيم.
مثلا من امروز كه روز ÙˆÙ�ات آن بانويي است كه من ØØªÙŠ Ø´Ø±Ù… دارم از بردن نام نوراني اش ØŒ ميخواستم مشكي بپوشم اما آنقدر رياكار زياد شده كه ترسيدم من هم از آنان شمرده شوم.
در صورتيكه ساعت كت Ùˆ كلÙ�ت Ùˆ خيلي شيكي به دست نكرده ايم وجود يك انگشتر با قيروزه يا عقيق هم توصيه ميشود . باقي مطالب را درز ميگيرم . چون ØØªÙ…ا خودتان ميدانيد.
اگر بخواهيم به يك پارتي با ØØ¶ÙˆØ± دختران Ùˆ پسران آنچناني برويم از هر طريق ممكن ( خريدن ØŒ كش رÙ�تن يا قرض گرÙ�تن ) بايد لباس مناسبي بپوشيم. اگر عرق خور تير تشريÙ� داريم Ùˆ چشمانمان با ديدن كنياك هاي تازه از بسته بندي در آمده در ØØ§Ù„ خروج كامل از ØØ¯Ù‚Ù‡ است ØŒ وانمود ميكنيم كه اصلا اصراري به خوردن مشروبات نداريم ولي اگر دوستان خيلي اصرار كنند ... آنوقت ... هي ...بÙ�همي Ù†Ù�همي ممكن است كمي بخوريم Ùˆ گرنه كه اصلا . اگر در آن مهماني كسي از ما اصل Ùˆ نصب ما را پرسيد در ØØ§Ù„ÙŠ كه پدرمان ترك ابهر است وجد مادرمان از عشاير ياغي بلوچستان بوده ØŒ خيلي Ø±Ø§ØØª مي گوييم : ما تهراني هستيم !
در Ù…ØØ¶Ø± يك دانشمند يا استاد دانشگاه به سرعت به يك شيÙ�ته علم Ùˆ دانش تبديل ميشويم. Ùˆ مدام به مغزمان Ù�شار مي آوريم كه اگر مطلب علمي را در چند روز اخير خوانده يا شنيده ايم به هر بهانه اي شده آنرا به عنوان تك خالي كه ما را از كوت شدن در بياورد رو كنيم.
برخي از ما كه آنقدر در كار ريا و بازي در آوردن استاد شده ايم كه بلا�اصله به ريا كاري ديگران پي ميبريم ! و مي�هميم طر� كي به سمت جاده خاكي پيش ميرود
************************.
زنده باد زيستن در Ø³Ø§ØØª بامبول Ùˆ ريا Ùˆ تزوير Ùˆ تظاهر چرا كه عصر ØŒ عصر رواج موشهاست.
در چند روز گذشته اظهارات آتشين Ùˆ البته به ØÙ‚ÙŠ در مورد ماشينهاي جديد خريداري شده ( تويوتا لندكروز Ùˆ الگانس ) توسط نيروي انتظامي شنيده ام. كه بعضا درست به نظرم رسيد.
اين بنزهاي الگانس ØŒ هر كدام به قيمت سي ميليون خريداري شده اند. Ùˆ البته به طوري كه شنيده ام قبلا سه سال كار كرده اند.البته ظاهرا قيمت همين بنزها در نمايشگاه ماشين چيزي ØØ¯ÙˆØ¯ ده برابر اين قيمت است ! ( به خاطر ØÙ‚ گمركي Ùˆ عوارض Ùˆ سهم صدا Ùˆ سيما (!) Ùˆ ØÙ‚ آموزش پرورش Ùˆ ... )
اكثر اين انتقادات متوجه اين مسئله بود كه مگر با اين خودروها چه كاري ميتوان كرد كه با خودروهاي ارزانتر نميتوان كرد؟ مثلا اگر به جاي الگانس از پژو پرشيا است�اده شود ، چه ات�اقي مي ا�تد؟ تازه پرشيا در داخل توليد ميشود و خريد آن باعث شكو�ايي صنعت خودروسازي ( او� ! چه دروغ بزرگي ! لط�ا بخوانيد : صنعت مونتاژ ) ميشود و اشتغال زايي و هزار بامبول و بركت ديگر ميشود. قطعات يدكي پرشيا هم در داخل وجود دارد و از اين بابت مشكلي نيست.
از طرÙ�ÙŠ ،اگر استÙ�اده از اين اين خودروهاي گرانقيمت به خاطر سرعت بالا Ùˆ امنيت شان است سوال اينجاست كه در تهران هميشه پر تراÙ�يك Ùˆ هميشه راهبندان كه همه وسايل نقليه ( به غير از موتورها كه با مهارت خارق العاده خود از بين ماشينهايي كه ساعتها متوقÙ� مانده اند ويراژ ميدهندو به رانندگان كلاÙ�Ù‡ دهن كجي ميكنند ) با يك سرعت ØØ±ÙƒØª ميكنند( يعني در واقع اصلا ØØ±ÙƒØª نميكنند! ) ØŒ Ú†Ù‡ Ù�رقي دارد كه ماشين پليس بنز باشد يا Ù¾Ú˜Ùˆ ØŸ چون هر Ú†Ù‡ باشد مثل باقي ماشينها در تراÙ�يك گير ميكند Ùˆ با سرعت قابل صرÙ�نظر ( يعني نزديك به صÙ�ر ) به پيش ميرود!
××××××××××××××××××××××××
خلاصه از اين ØØ±Ù�ها كه در بالا نوشته ام Ùˆ تقريبا آنها را ميپذيرم ØŒ بسيار شنيده ام .
اما تا اينجا همه ØØ±Ù�ها ØØ±Ù� ديگران بود . چيز تازه Ùˆ متÙ�اوتي كه ديروز به دهنم آمد اين بود :
ديروز به اين Ù�كر اÙ�تادم كه اين خريدهاي گزاÙ� Ùˆ گران ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ يك ØØ³Ù† دارد Ùˆ آن اين است كه پول مردم جاي ديگري خرج نشد ! بعيد نيست اگر اين ماشينها خريداري نميشدند ØŒ Ú†Ù‡ شكمها كه بر آمده (يا برآمده تر! ) ميشدند، Ú†Ù‡ سÙ�رها كه رنگين ميشدند Ùˆ Ú†Ù‡ دمها كه كلÙ�ت ( يا كلÙ�ت تر ! ) ميشدند Ùˆ Ú†Ù‡ نور چشمي ها ( تازگي ميگويند آقازاده ) كه به بهانه ادامه ØªØØµÙŠÙ„ به چريدن در ممالك خارج مشغول نميشدند Ùˆ ......
××××××××××××××××××××××××
گور باباي اين ØØ±Ù�ها كرده . من Ù�قط يك چيز را ميخواهم بدانم Ùˆ آن اينكه چرا تازگي بعضي اÙ�سران پليس ØŒ وقتي سوار اين ماشينها ميشوند ØŒ اين قدر باد ميكنند؟ مگر خودشان خريده اند كه ژست پولدار بودنشان را بگيرند؟ يا مگر خودشان اين بنزهاي نازنين را ساخته اند كه پز علم Ùˆ سوادشان را بدهند ØŸ
يا رب مباد كه گدا معتبر شود ......
Tuesday, July 23, 2002
هيچ تا به ØØ§Ù„ Ù�كر كرده ايد كه مردم هند با وجود اينكه بعضي شان ميتوانند با قدرت چشم قطار در ØØ§Ù„ ØØ±ÙƒØª را متوقÙ� كنند ØŒ اما نتوانستد استعمار انگليس را تا دويست سال از كشورشان بيرون كنند.ØŸ
ØØªÙ…ا شما هم شنيده ايد كه بعضي وقتها ما براي اينكه قدمت چيزي را در نزد خود اعلام كنيم از اين Ø§Ø¶Ø·Ù„Ø§Ø Ø§Ø³ØªÙ�اده ميكنيم. : من از وقتي خومو شناختم ...
در اين گونه موارد منظور ما اين است كه بگوييم از وقتي كه من ØØ¯ÙˆØ¯ 4 يا 5 سالم بود
اما اين سؤال هميشه براي من Ù…Ø·Ø±Ø Ø¨ÙˆØ¯Ù‡ است كه مگر ميشود آدميزاد در خردسالي خودش را يشناسد؟ اصلا بالا تر از آن اينكه مگر ميشود آدم خودش بشناسد؟( ØØ§Ù„ا در بزرگسالي يا خردسالي.) آدمهاي Ù‡Ù�تاد هشتاد ساله چقدر خودشان را ميشناسند ØŸ اينهمه آدم مگر نبوده اند كه در سنين خيلي بالا يك دÙ�عه تمام اÙ�كار Ùˆ عقايدشان به كلي عوض شده ØŸ
به نظر من نهاد آدمي اقيانوسي است بيكران كه شناختن آن بسيار بعيد و مشكل است.مگر نه اينكه خداوند عقل را رسول باطني ناميد و انبيا، را رسول ظاهري ؟
در اين گونه موارد منظور ما اين است كه بگوييم از وقتي كه من ØØ¯ÙˆØ¯ 4 يا 5 سالم بود
اما اين سؤال هميشه براي من Ù…Ø·Ø±Ø Ø¨ÙˆØ¯Ù‡ است كه مگر ميشود آدميزاد در خردسالي خودش را يشناسد؟ اصلا بالا تر از آن اينكه مگر ميشود آدم خودش بشناسد؟( ØØ§Ù„ا در بزرگسالي يا خردسالي.) آدمهاي Ù‡Ù�تاد هشتاد ساله چقدر خودشان را ميشناسند ØŸ اينهمه آدم مگر نبوده اند كه در سنين خيلي بالا يك دÙ�عه تمام اÙ�كار Ùˆ عقايدشان به كلي عوض شده ØŸ
به نظر من نهاد آدمي اقيانوسي است بيكران كه شناختن آن بسيار بعيد و مشكل است.مگر نه اينكه خداوند عقل را رسول باطني ناميد و انبيا، را رسول ظاهري ؟
Monday, July 22, 2002
در اين روز اول از دومين ماه تابستان به همه عزيزانم كه منت گذاشته اند و از اين وبلاگ بازديد ميكنند. سلام ميكنم. از آن دوستي كه از انگليس(دانشگاه ش�لد) به ديدارم مي آيد تا بزرگواري كه در روسيه سكونت دارند و همچنين دوستان ديگر از ايسلند و آمريكا و كانادا و هلند و دانمارك و ايتاليا. تا كويت و امارات و نيز هموطنان مقيم ايران.
ديروز بلاÙ�اصله پس از اينکه مطلب تند Ùˆ تيزي Ú©Ù‡ در آن به سمند اشاره شده بود نوشتم ØŒ از ايران خودرو بازديد كننده داشتم ! Ù�كرش را بكنيد كه در خانه مشغول غيبت از كسي هستيد بعد طرÙ� به يك باره سرش را از سوراخ Ù…Ø³ØªØ±Ø§Ø Ø¨ÙŠØ±ÙˆÙ† بياورد Ùˆ بگويد : با من كاري داشتين ØŸ
خلاصه من نميدانم ايران خودرو چطور مرا پيدا كرده. شايد هم موقعي كه به دنبال عكسي از آن لگن ( سمند ) در سايت ايران خودرو ميگشتم ردم را دنبال كرده است . شايد هم اصلا تصاد�ي بوده است.
در هر ØØ§Ù„ Ø§ØØªÙ…الا تا ØØ§Ù„ا شناسايي شده ام
Ùˆ اگر روزي به اتهام بر هم زدن نظم عمومي ØŒ اخاذي يا تشويش اذهان بلايي سرم آوردند يا به زندان ØŒ تبعيد ØŒ Ù…ØØ±ÙˆÙ…يت از ØªØØµÙŠÙ„ Ùˆ ... Ù…ØÙƒÙˆÙ… شدم شما جماعت وبلاگ خوان شاهد مظلوميت من باشيد.
ضمنا من كمپوت نميخورم.اما جدول را ميتوانم ØÙ„ كنم.
از همين جا هم وصيت ميكنم كه وبلاگ مرا Ù�قط Ø§ØØ³Ø§Ù† ميتواند publish كند.
اما به آن دوستان ايران خودرويي عرض ميكنم كه لعن Ùˆ Ù†Ù�رين مرا به آن مهندس جوادي پست نهاد ( مدير پروژه سمند Ùˆ همه كاره مركز تØÙ‚يقات ايران خودرو كه كارش جز اتلاÙ� پول مردم نيست ) Ùˆ آن مهندس غروي زبون Ùˆ دون مايه برسانند. Ùˆ بÙ�رماييد :ديدار به جهنم. التماس دعا.
البته ØÙŠÙ� كه من سيدم Ùˆ سادات را در جهنم به زمهرير( قسمتي از جهنم كه به جاي اينكه آتش در آن باشد Ùˆ بسوزاند ØŒ يخبندان است Ùˆ عذابش از نوع يخ زدگي) ميبرند. Ùˆ گرنه اÙ�تخار همنشيني با آن دو وطن Ù�روش نا نجيب در اسÙ�Ù„ ساÙ�لين نصيبم ميشد.
خلاصه من نميدانم ايران خودرو چطور مرا پيدا كرده. شايد هم موقعي كه به دنبال عكسي از آن لگن ( سمند ) در سايت ايران خودرو ميگشتم ردم را دنبال كرده است . شايد هم اصلا تصاد�ي بوده است.
در هر ØØ§Ù„ Ø§ØØªÙ…الا تا ØØ§Ù„ا شناسايي شده ام
Ùˆ اگر روزي به اتهام بر هم زدن نظم عمومي ØŒ اخاذي يا تشويش اذهان بلايي سرم آوردند يا به زندان ØŒ تبعيد ØŒ Ù…ØØ±ÙˆÙ…يت از ØªØØµÙŠÙ„ Ùˆ ... Ù…ØÙƒÙˆÙ… شدم شما جماعت وبلاگ خوان شاهد مظلوميت من باشيد.
ضمنا من كمپوت نميخورم.اما جدول را ميتوانم ØÙ„ كنم.
از همين جا هم وصيت ميكنم كه وبلاگ مرا Ù�قط Ø§ØØ³Ø§Ù† ميتواند publish كند.
اما به آن دوستان ايران خودرويي عرض ميكنم كه لعن Ùˆ Ù†Ù�رين مرا به آن مهندس جوادي پست نهاد ( مدير پروژه سمند Ùˆ همه كاره مركز تØÙ‚يقات ايران خودرو كه كارش جز اتلاÙ� پول مردم نيست ) Ùˆ آن مهندس غروي زبون Ùˆ دون مايه برسانند. Ùˆ بÙ�رماييد :ديدار به جهنم. التماس دعا.
البته ØÙŠÙ� كه من سيدم Ùˆ سادات را در جهنم به زمهرير( قسمتي از جهنم كه به جاي اينكه آتش در آن باشد Ùˆ بسوزاند ØŒ يخبندان است Ùˆ عذابش از نوع يخ زدگي) ميبرند. Ùˆ گرنه اÙ�تخار همنشيني با آن دو وطن Ù�روش نا نجيب در اسÙ�Ù„ ساÙ�لين نصيبم ميشد.
صدا و سيما و آهنگهاي متاليكا
نميدانم چقدر تلويزيون نگاه ميكنيد. اما كسي كه اهل اينترنت باشد Ùˆ آنقدر بي كار باشد كه وبلاگ بخواند (!)ØŒ Ù�كر نميكنم نه وقت Ùˆ نه ØÙˆØµÙ„Ù‡ تماشاي برنامه هاي مهوع Ùˆ Ù…Ù�ØªØ¶Ø ØªÙ„ÙˆÙŠØ²ÙŠÙˆÙ† را داشته باشد.
خدا را شكر ما ملت ايران در هر چيزي كه با هم اختلاÙ� نظر داشته باشيم در يك نكته با هم تÙ�اهم داريم Ùˆ آن Ù†Ù�رت Ùˆ بيزاري از صدا Ùˆ سيما است. البته من مديريت كنوني اين سازمان را مقصر نميدانم بلكه بيسوادي عمومي رايج در ميان مسؤلين Ù�رنگي كشور Ùˆ همچنين نوع ديدگاه آنان به مقوله رسانه هاي ديداري را مسبب اصلي ميدانم.چون به اعتقاد من رسانه هاي ديداري همگرايي عجيبي با سرمايه داري Ùˆ ليبراليسم دارند در ØØ§Ù„ÙŠ كه ØØ¶Ø±Ø§Øª مسؤول در اين كشور ميخواهند هر طور شده از صدا Ùˆ سيما در جهت آنچه ارزش اسلامي ميخوانند استÙ�اده كنند. Ùˆ كسي نيست بگويد بابا جان ‌! ذات رسانه تصويري ( ديداري ) با آنچه شما ميكنيد مناÙ�ات دارد....
بگذريم.
من چند روز پيش بر ØØ³Ø¨ اتÙ�اق چشمم به تماشاي تلويزيون گرم بود كه از قضا در ØØ§Ù„ پخش تبليغات بود. در يكي از تبليغات موسيقي وجود داشت كه بلاÙ�اصله پس از شنيدن متوجه شدم قطعه ابتدايي where ever I roam از كارهاي متاليكا در( آلبومي به همين نام) است!
امروز هم تبليغ ديگري ديدم كه ات�اقا مربوط به كتابهاي چاپ شده توسط يك موسسه دولتي بود و اين بار قطعه ابتدايي آهنگ and nothing else matters زينت بخش آن تبليغ شده بود.
خداوند جيمز هد�يلد را براي اين مرز پر گهر و اين سرچشمه هنر نگاه دارد.
زماني كه دبيرستاني بودم Ùˆ عشق متاليكا پيدا كرده بودم به خاطر مي آورم كه متن آهنگهاي اين گروه ØÙƒÙ… جواهر Ùˆ كيميا را داشت. Ùˆ Ú†Ù‡ Ù�خرها كه بر سر داشتن متن يك آلبوم كه Ù�روخته نميشد . Ùˆ واي اگر كاتالوگ رنگي Ùˆ اوريژينال ( پشت سي دي ) به دست كسي ميرسيد ! اما ØØ§Ù„ا كتابهاي ØØ§ÙˆÙŠ Ù…ØªÙ† تمام آلبومها همراه با ترجمه Ùˆ عكس Ùˆ زندگي نامه مثل ريگ بيابان در بازار وجود دارد!
همان روزها بود كه ميگÙ�تند هواپيماي ØØ§Ù…Ù„ گروه متاليكا كه Ø¯Ø±ØØ§Ù„ بازگشت از يكي از كنسرتهايشان در يك كشور آسيايي ( نميدانم كدام كشور)بودند توقÙ� كوتاهي در ايرن داشته Ùˆ مسؤولين Ù�رودگاه به اعضاي اين گروه به هيچ وجه اجازه پياده شدن از هواپيما Ùˆ قدم گذاردن بر خاك اين سرزمين پر Ú¯Ù„ Ùˆ بلبل را نداده اند ! البته من هيچ وقت نتوانستم ØµØØª يا سقم اين ماجرا را كشÙ� كنم .
نميدانم چقدر تلويزيون نگاه ميكنيد. اما كسي كه اهل اينترنت باشد Ùˆ آنقدر بي كار باشد كه وبلاگ بخواند (!)ØŒ Ù�كر نميكنم نه وقت Ùˆ نه ØÙˆØµÙ„Ù‡ تماشاي برنامه هاي مهوع Ùˆ Ù…Ù�ØªØ¶Ø ØªÙ„ÙˆÙŠØ²ÙŠÙˆÙ† را داشته باشد.
خدا را شكر ما ملت ايران در هر چيزي كه با هم اختلاÙ� نظر داشته باشيم در يك نكته با هم تÙ�اهم داريم Ùˆ آن Ù†Ù�رت Ùˆ بيزاري از صدا Ùˆ سيما است. البته من مديريت كنوني اين سازمان را مقصر نميدانم بلكه بيسوادي عمومي رايج در ميان مسؤلين Ù�رنگي كشور Ùˆ همچنين نوع ديدگاه آنان به مقوله رسانه هاي ديداري را مسبب اصلي ميدانم.چون به اعتقاد من رسانه هاي ديداري همگرايي عجيبي با سرمايه داري Ùˆ ليبراليسم دارند در ØØ§Ù„ÙŠ كه ØØ¶Ø±Ø§Øª مسؤول در اين كشور ميخواهند هر طور شده از صدا Ùˆ سيما در جهت آنچه ارزش اسلامي ميخوانند استÙ�اده كنند. Ùˆ كسي نيست بگويد بابا جان ‌! ذات رسانه تصويري ( ديداري ) با آنچه شما ميكنيد مناÙ�ات دارد....
بگذريم.
من چند روز پيش بر ØØ³Ø¨ اتÙ�اق چشمم به تماشاي تلويزيون گرم بود كه از قضا در ØØ§Ù„ پخش تبليغات بود. در يكي از تبليغات موسيقي وجود داشت كه بلاÙ�اصله پس از شنيدن متوجه شدم قطعه ابتدايي where ever I roam از كارهاي متاليكا در( آلبومي به همين نام) است!
امروز هم تبليغ ديگري ديدم كه ات�اقا مربوط به كتابهاي چاپ شده توسط يك موسسه دولتي بود و اين بار قطعه ابتدايي آهنگ and nothing else matters زينت بخش آن تبليغ شده بود.
خداوند جيمز هد�يلد را براي اين مرز پر گهر و اين سرچشمه هنر نگاه دارد.
زماني كه دبيرستاني بودم Ùˆ عشق متاليكا پيدا كرده بودم به خاطر مي آورم كه متن آهنگهاي اين گروه ØÙƒÙ… جواهر Ùˆ كيميا را داشت. Ùˆ Ú†Ù‡ Ù�خرها كه بر سر داشتن متن يك آلبوم كه Ù�روخته نميشد . Ùˆ واي اگر كاتالوگ رنگي Ùˆ اوريژينال ( پشت سي دي ) به دست كسي ميرسيد ! اما ØØ§Ù„ا كتابهاي ØØ§ÙˆÙŠ Ù…ØªÙ† تمام آلبومها همراه با ترجمه Ùˆ عكس Ùˆ زندگي نامه مثل ريگ بيابان در بازار وجود دارد!
همان روزها بود كه ميگÙ�تند هواپيماي ØØ§Ù…Ù„ گروه متاليكا كه Ø¯Ø±ØØ§Ù„ بازگشت از يكي از كنسرتهايشان در يك كشور آسيايي ( نميدانم كدام كشور)بودند توقÙ� كوتاهي در ايرن داشته Ùˆ مسؤولين Ù�رودگاه به اعضاي اين گروه به هيچ وجه اجازه پياده شدن از هواپيما Ùˆ قدم گذاردن بر خاك اين سرزمين پر Ú¯Ù„ Ùˆ بلبل را نداده اند ! البته من هيچ وقت نتوانستم ØµØØª يا سقم اين ماجرا را كشÙ� كنم .
ابتدا ميخواستم اين مطلب را در قسمت نظر خواهي در پاسخ به دوست عزيزي كه نامشان را نميدانم بنويسم اما بهتر ديدم كه آنرا به اينجا منتقل كنم.
عابر ناشناس عزيز!سلام.
1: خدمت شما عرض ميكنم كه Ù�ولكس واگن مانند هر شركت اتوموبيل سازي ديگر داراي بخش طراØÙŠ Ø¯Ø§Ø®Ù„ÙŠ است.Ù�رمايش شما هم به جاي خود صØÙŠØ است Ùˆ مناÙ�اتي با ØØ±Ù� من ندارد.يك شركت ميتواند ØØªÙŠ Ø¨Ø§ وجود داشتن بخش طراØÙŠ Ø¯Ø§Ø®Ù„ÙŠ ØŒ از Ø·Ø±Ø§ØØ§Ù† شركتهاي ديگر هم براي مشاوره يا ساخت برخي قطعات استÙ�اده كند. از آن مهمتر اينكه مقصود بنده اصلا اين نبود كه استÙ�اده از توان شركتهاي ديگر اشتباه است بلكه من به دروغ Ùˆ تزوير گردانندگان ايران خودرو اشاره كردم Ùˆ ماجراي رشوه خواري آنها.Ùˆ گرنه آنها ميتوتنستند خيلي Ø±Ø§ØØª بگويند كه اين ماشين كار ما نيست.اما اين كار را نكردند تا بي جهت مردم را دچار غرور كاذب كنند كه : بعله! بعله ! ما هم ماشين ساز شديم!
2: نام خودروي ملي مالزي هم ØÙ‚ با شماست. اشتباه چاپي (يا بهتر است بگويم : لاگي ) از من است.
3:در مورد تعريÙ� خودروي ملي هم صد در صد با شما مخالÙ�Ù….آلمان هيچگاه Ù†Ú¯Ù�ته كه بنز خودروي ملي است. بلكه ما ايرانيان عقده اي هستيم كه تا چيزي توليد ميكنيم ميخواهيم قرنها عقب ماندگيمان را جبران كنيم.اگر سمند ملي است پس چرا نه در ايران ساخته شده Ùˆ نه بسياري از مردم قدرت خريد آنرا دارند؟ اگر هم قرار نيست همه خودرو در داخل ساخته شود ( مثل بنز كه خيلي از قطعاتش در برزيل Ùˆ مالزي ساخته ميشود ) پي اين همه هياهو Ùˆ هلهله سر دادن Ùˆ مدال اÙ�تخار â€� خودرو ساز بودن “ را به سينه زدن Ú†Ù‡ معني دارد؟ ØØ±Ù� من توليد همه خودرو در داخل كشور نيست. ØØ±Ù�Ù… دروغ Ùˆ بامبول Ùˆ ريا Ùˆ مال مردم خوردن است.پيشنهاد ميكنم يك بار ديگر مطلب را به همراه نظر خودتان Ùˆ نظر من بخوانيد.
عابر ناشناس عزيز!سلام.
1: خدمت شما عرض ميكنم كه Ù�ولكس واگن مانند هر شركت اتوموبيل سازي ديگر داراي بخش طراØÙŠ Ø¯Ø§Ø®Ù„ÙŠ است.Ù�رمايش شما هم به جاي خود صØÙŠØ است Ùˆ مناÙ�اتي با ØØ±Ù� من ندارد.يك شركت ميتواند ØØªÙŠ Ø¨Ø§ وجود داشتن بخش طراØÙŠ Ø¯Ø§Ø®Ù„ÙŠ ØŒ از Ø·Ø±Ø§ØØ§Ù† شركتهاي ديگر هم براي مشاوره يا ساخت برخي قطعات استÙ�اده كند. از آن مهمتر اينكه مقصود بنده اصلا اين نبود كه استÙ�اده از توان شركتهاي ديگر اشتباه است بلكه من به دروغ Ùˆ تزوير گردانندگان ايران خودرو اشاره كردم Ùˆ ماجراي رشوه خواري آنها.Ùˆ گرنه آنها ميتوتنستند خيلي Ø±Ø§ØØª بگويند كه اين ماشين كار ما نيست.اما اين كار را نكردند تا بي جهت مردم را دچار غرور كاذب كنند كه : بعله! بعله ! ما هم ماشين ساز شديم!
2: نام خودروي ملي مالزي هم ØÙ‚ با شماست. اشتباه چاپي (يا بهتر است بگويم : لاگي ) از من است.
3:در مورد تعريÙ� خودروي ملي هم صد در صد با شما مخالÙ�Ù….آلمان هيچگاه Ù†Ú¯Ù�ته كه بنز خودروي ملي است. بلكه ما ايرانيان عقده اي هستيم كه تا چيزي توليد ميكنيم ميخواهيم قرنها عقب ماندگيمان را جبران كنيم.اگر سمند ملي است پس چرا نه در ايران ساخته شده Ùˆ نه بسياري از مردم قدرت خريد آنرا دارند؟ اگر هم قرار نيست همه خودرو در داخل ساخته شود ( مثل بنز كه خيلي از قطعاتش در برزيل Ùˆ مالزي ساخته ميشود ) پي اين همه هياهو Ùˆ هلهله سر دادن Ùˆ مدال اÙ�تخار â€� خودرو ساز بودن “ را به سينه زدن Ú†Ù‡ معني دارد؟ ØØ±Ù� من توليد همه خودرو در داخل كشور نيست. ØØ±Ù�Ù… دروغ Ùˆ بامبول Ùˆ ريا Ùˆ مال مردم خوردن است.پيشنهاد ميكنم يك بار ديگر مطلب را به همراه نظر خودتان Ùˆ نظر من بخوانيد.
Sunday, July 21, 2002
چند روز پيش يكي از آشنايان ما كه داراي مدرك Ù�وق ليسانس مهندسي مكانيك ( از دانشگاه برلين ) است Ùˆ چند سال در كارخانه بنز مشغول به كار بوده Ùˆ ØØ§Ù„ا در شركت Ù�ولكس واگن Ùˆ در بخش طراØÙŠ Ø¯Ø§Ø®Ù„ÙŠ خودرو مشغول به كار است به ايران باز گشته بود . شبي كه در ØØ¶ÙˆØ± او بودم ØŒ در هنگام پخش يكي از اگهي هاي طولاني مدت تلويزيوني در مورد خودروي ضد ملي سمند كه در آن هر يك از مديران قسمتهاي مختلÙ� ساخت Ùˆ توليد اين خودرو به ØªÙˆØ¶ÙŠØ Ú†Ú¯ÙˆÙ†Ú¯ÙŠ عملكرد خود ميپرداختند ناگهان صداي خنده دوست مذكورم به هوا خواست Ùˆ وقتي علت را جويا شدم ØŒ ØªÙˆØ¶ÙŠØ Ø¯Ø§Ø¯ كه بر خلاÙ� آنچه Ú¯Ù�ته ميشود ØŒ هيچيك از مراØÙ„ طراØÙŠ ØŒ Ù…ØØ§Ø³Ø¨Ù‡ ØŒ ساخت قالبها ØŒ ساخت نمونه ها Ùˆ تست Ù�ني اين خودرو توسط ايرانيان صورت نگرÙ�ته است. بعد خودش به همه اموات Ùˆ اØÙŠØ§Ø§Ø´ قسم خورد كه طراØÙŠ Ø¬Ù„ÙˆØ¯Ø§Ø´Ø¨ÙˆØ±Ø¯ اين ماشين در شركت Ù�ولكس واگن Ùˆ زير نظر خودش انجام شده است !!!
Ùˆ ضمنا Ú¯Ù�ت كه براي اين كار، شركت Ù�ولكس واگن قيمتي ØØ¯ÙˆØ¯ سه برابر قيمت عادلانه پيشنهاد كرده بوده كه طرÙ� ايراني بدون چانه زني يا انجام مناقصه آنرا پذيرÙ�ته Ùˆ بعد نمايندگان ايراني با شركت Ù�ولكس واگن ساخت Ùˆ پاخت كرده اند Ùˆ در ازاي پذيرش آن قيمت سرسام آور مبلغي را به عنوان رشوه يا ØÙ‚ سكوت درياÙ�ت كرده اند.علاوه بر اين طرÙ� ايراني بلاÙ�اصله پس از اولين اتود ( Ø·Ø±Ø Ø§ÙˆÙ„ÙŠÙ‡ ) ØŒ رضايت داده Ùˆ كلي هم ذوق كرده در ØØ§Ù„ÙŠ كه شركت نوترون كه اولين شركت خودروساز مالزي است ØŒ Ùˆ اين شركت هم طراØÙŠ Ø¯Ø§Ø®Ù„ÙŠ خودرواش را به Ù�ولكس واگن واگذار كرده بود ØŒ آنقدر به اتودها ايراد گرÙ�ته بود كه Ù�ولكس واگن چندين Ùˆ چند مرتبه طراØÙŠ Ø±Ø§ عوض كرده بوده تا بلآخره رضايتشان جلب شده بود. خلاصه همين ولخرجي ها بوده كه باعث شود اين خودرو ØØªÙŠ Ø§Ø² Ù¾Ú˜Ùˆ Ùˆ پرشيا هم گرانتر تمام شود.
از اينها گذشته كسي نيست بپرسد ØØ§Ù„ا گيريم كه اين خودرو ساخت شماست، باد كردن Ùˆ هورا كشيدنتان براي چيست ØŸ اگر اينطور قرار باشد به خاطر ساخت اين ماشين بي ريخت Ùˆ چندش آور هلهله سر دهيم كه شهروندان آلماني يا آمريكايي بايد تمام دوازده ماه سال را جشن عمومي برگذار كنند Ùˆ Ù…ØÙƒÙˆÙ…ينشان را مورد عÙ�Ùˆ قرار بدهند ! چرا ما عادت داريم هر چيزي را بي ربط Ùˆ با ربط ملي كنيم؟خودروي ملي، تئاتر ملي سينماي ملي، صنايع ملي، دولت ملي Ùˆ تازگي هم عروسكهاي ملي دارا Ùˆ سارا.
ملي يعني مربوط به همه يا اكثر مردم . اما چند درصد مردم به موسيقي ملي گوش ميدهند Ùˆ چند درصد به شكيرا Ùˆ كريستينا؟ چند درصد مردم ميتوانند قيمت سمند را بپردازند؟چه تعداد از پدر Ùˆ مادرها ميتوانند 12500 تومان براي يك عروسك دارا Ùˆ سارا بپردازند؟ دولت اين كشور در راستاي خواسته هاي چند درصد از مردم ØØ±ÙƒØª ميكند؟
ØÙƒØ§ÙŠØª دارا Ùˆ سارا هم مثل ØÙƒØ§ÙŠØª سمند است.هم گران ØŒ هم ساخت كشوري ديگر ( چين ).
قبل از انقلاب نام شخصيتهاي كتابهاي دبستان دارا و سارا بودند.بعد از انقلاب در راستاي ارزشگرايي اين نامها به امين و اكرم تغيير يا�ت.يادم هست كه سرودي هم درست كرده بودند با اين شعر كه :
يك عمر خوانده بوديم دارا كتاب دارد.در دست كوچك خود سارا انار دارد.
ما مشق مينوشتيم با شور Ùˆ شادماني غاÙ�Ù„ از اينكه سارا ØØªÙŠ Ù†Ø¯Ø§Ø´Øª ناني.
...بعد سارا در جريان بهمن 57 شهيد ميشود و دارا هم به جبهه ميرود و او هم شهيد ميشود.
سارا گلوله اي خورد وقتي شعار ميداد.هنگام مرگ خونش بوي بهار ميداد.
دارا كه مشق ما بود در جبهه هاست امروز درس شهادت او سرمشق ماست امروز.
××××××
اما ØØ§Ù„ا چه؟ دارا Ùˆ سارا ØØ§Ù„ا Ú†Ù‡ وضعيتي دارند؟ سارا در خم كدام كوچه به خودÙ�روشي مشغول است؟ دارا در پستوي كدام خرابه نشعه Ùˆ خراب اÙ�تاده؟ ساراهايي كه خود مادر شده اند كدامشان آنقدر دارا هستند كه عروسك 12500 توماني براي Ø·Ù�لشان بخرند؟ يا خودروي سه برابر قيمتي كه با رشوه Ùˆ دوز Ùˆ كلك ساخته شده را بخرند؟ من چرا اين دري وري ها را مينويسم ØŸ من چرا مثل آدمهاي عقب مانده Ùˆ مرتجع ØØ±Ù� ميزنم؟ مگر الآن اين ØØ±Ù�ها از مد نيÙ�تاده؟ شما چرا ميخوانيد؟ چرا به وبلاگ ندا منسجم نميرويد كه ....
××××××
بگذار كه پنهان بود اين راز جگر سوز
انگار كه گ�تيم و دلي چند شكستيم
پل دومان يكي از روش�كران ساختارشكن است كه با ژاك دريدا معرو�ترين و در واقع بنيانگذار ساختارشكني در �لس�ه رابطه تنگاتنگي داشت.
وي در اوائل دهد هشتاد درگذشت. پس از مرگ او اسنادي به دست آمد كه نشان ميداد در زمان جوانيش چند بار به ن�ع نظام هيتلري و مبارزه او با يهوديان در مطبوعات مقاله نوشته است.
بلاÙ�اصله پس از انتشار اين مطلب بعضي از روشنÙ�كران (عمدتا صهيونيست ) كه از او به خاطر ØÙ…له اش به تÙ�كر كلاسيك Ù�لسÙ�Ù‡ غرب دل خوني داشتند سعي كردند هر طور شده بين اÙ�كار وي Ùˆ Ù�اشيسم رابطه اي پيدا كنند . يعني چون ديدند از راه Ø¨ØØ« Ùˆ انديشه راه به جايي نميبرند ØŒ سعي كردند به مردم بگويند كه اين آقايي كه اين همه تÙ�كرش جالب Ùˆ عجيب است در واقع Ù�اشيستي بيش نيست Ùˆ چون Ù�اشيست است پس تمام نظراتش غلط است. ØØªÙŠ Ø§Ú¯Ø± در مورد هنر ØŒ ادبيات ØŒ Ù�لسÙ�Ù‡ Ùˆ خلاصه هر چيز ديگري كه اصلا به Ù�اشيسم مربوط نيست باشد.Ùˆ به اين وسيله سعي كردند از Ø§ØØ³Ø§Ø³Ø§Øª منÙ�ÙŠ مردم بر عليه نازيسم Ùˆ هيتلر در جهت تخريب شخصيت دومان استÙ�اده كنند Ùˆ در نتيجه از رشد Ùˆ همه گير شدن اÙ�كار وي ممانعت به عمل بياورند. در نتيجه اين امر دادگاهي غيابي ( پس از مرگ دومان ) بر پا كردند Ùˆ تصميم گرÙ�تند تمام كتابهاي او را جمع آوري كنند Ùˆ بسوزانند !
آري ! كتابسوزان . آنهم نه در قرون وسطي Ùˆ توسط طرÙ�دارن Ø§Ù†ØØµØ§Ø±Ø·Ù„بي بلكه در قرن بيستم Ùˆ توسط مداÙ�عان سرسخت Ùˆ متعصب دموكراسي Ùˆ آزادي بيان!
كتابسوزان به اسم آزادي بيان انجام شد چرا كه ظاهرا هيتلر خشونت طلب و مخال� آزادي بيان بوده وچون پل دومان از هيتلر طر�داري كرده است پس او هم مخال� آزادي بيان بوده پس بايد جلوي نشر ا�كارش گر�ته شود. اما خ�ه كردن و خلوي اظهار نظر كسي را گر�تن خود نوعي خشونت طلبي است. غير از اين است؟
تازه بعد از اين همه جنجال Ùˆ ترور شخصيت Ùˆ شيطان ساختن از پل دومان ØŒ اسناد جديدتري به دست آمد كه نشان ميداد او بارها از نوشتن آن مقالات ابراز پشيماني كرده Ùˆ اعتراÙ� كرده كه اين كار را ازروي اجبار Ùˆ ØªØØª شرايط سخت دوران آلمان نازي نوشته تا جانش را نجات بدهد!
البته يهوديها باراولشان نيست و همين بلا را سر روژه گارودي هم آوردند.
من Ù�كر ميكنم اشكال از مخالÙ�ين پل دومان تيست بلكه اين تناÙ�ض در ذات دموكراسي است.دموكراسي قرار است كه به شهروندان جامعه ØÙ‚ اظهار نظر بدهد Ùˆ راه خشونت طلب را سد كند.اما چرا مخالÙ�ين دموكراسي نميتوانند ابراز وجود كنند Ùˆ با سخت ترين مجازاتها مواجه ميشوند؟ آيا اين خود بازتوليد خشونت نيست؟
وي در اوائل دهد هشتاد درگذشت. پس از مرگ او اسنادي به دست آمد كه نشان ميداد در زمان جوانيش چند بار به ن�ع نظام هيتلري و مبارزه او با يهوديان در مطبوعات مقاله نوشته است.
بلاÙ�اصله پس از انتشار اين مطلب بعضي از روشنÙ�كران (عمدتا صهيونيست ) كه از او به خاطر ØÙ…له اش به تÙ�كر كلاسيك Ù�لسÙ�Ù‡ غرب دل خوني داشتند سعي كردند هر طور شده بين اÙ�كار وي Ùˆ Ù�اشيسم رابطه اي پيدا كنند . يعني چون ديدند از راه Ø¨ØØ« Ùˆ انديشه راه به جايي نميبرند ØŒ سعي كردند به مردم بگويند كه اين آقايي كه اين همه تÙ�كرش جالب Ùˆ عجيب است در واقع Ù�اشيستي بيش نيست Ùˆ چون Ù�اشيست است پس تمام نظراتش غلط است. ØØªÙŠ Ø§Ú¯Ø± در مورد هنر ØŒ ادبيات ØŒ Ù�لسÙ�Ù‡ Ùˆ خلاصه هر چيز ديگري كه اصلا به Ù�اشيسم مربوط نيست باشد.Ùˆ به اين وسيله سعي كردند از Ø§ØØ³Ø§Ø³Ø§Øª منÙ�ÙŠ مردم بر عليه نازيسم Ùˆ هيتلر در جهت تخريب شخصيت دومان استÙ�اده كنند Ùˆ در نتيجه از رشد Ùˆ همه گير شدن اÙ�كار وي ممانعت به عمل بياورند. در نتيجه اين امر دادگاهي غيابي ( پس از مرگ دومان ) بر پا كردند Ùˆ تصميم گرÙ�تند تمام كتابهاي او را جمع آوري كنند Ùˆ بسوزانند !
آري ! كتابسوزان . آنهم نه در قرون وسطي Ùˆ توسط طرÙ�دارن Ø§Ù†ØØµØ§Ø±Ø·Ù„بي بلكه در قرن بيستم Ùˆ توسط مداÙ�عان سرسخت Ùˆ متعصب دموكراسي Ùˆ آزادي بيان!
كتابسوزان به اسم آزادي بيان انجام شد چرا كه ظاهرا هيتلر خشونت طلب و مخال� آزادي بيان بوده وچون پل دومان از هيتلر طر�داري كرده است پس او هم مخال� آزادي بيان بوده پس بايد جلوي نشر ا�كارش گر�ته شود. اما خ�ه كردن و خلوي اظهار نظر كسي را گر�تن خود نوعي خشونت طلبي است. غير از اين است؟
تازه بعد از اين همه جنجال Ùˆ ترور شخصيت Ùˆ شيطان ساختن از پل دومان ØŒ اسناد جديدتري به دست آمد كه نشان ميداد او بارها از نوشتن آن مقالات ابراز پشيماني كرده Ùˆ اعتراÙ� كرده كه اين كار را ازروي اجبار Ùˆ ØªØØª شرايط سخت دوران آلمان نازي نوشته تا جانش را نجات بدهد!
البته يهوديها باراولشان نيست و همين بلا را سر روژه گارودي هم آوردند.
من Ù�كر ميكنم اشكال از مخالÙ�ين پل دومان تيست بلكه اين تناÙ�ض در ذات دموكراسي است.دموكراسي قرار است كه به شهروندان جامعه ØÙ‚ اظهار نظر بدهد Ùˆ راه خشونت طلب را سد كند.اما چرا مخالÙ�ين دموكراسي نميتوانند ابراز وجود كنند Ùˆ با سخت ترين مجازاتها مواجه ميشوند؟ آيا اين خود بازتوليد خشونت نيست؟
